وی

 

وی برای پر کردن آرشیو فروردین دست به هر کاری می‌زند. وی خسته است و خوابش می‌آید.  اما این جاست تا چند جمله‌ای بنویسد.

 

و آری! نام‌برده خواهد خفت(!) رویای واکسن کرونا را خواهد دید!  (عمو نیما شرمنده بابت کاپی!)

 

پی نوشت: عه این که خواب دیشب بود @__@

 

اصلا این پست رو گذاشتم بابت آهنگ I Need some sleep از انیمیشن شرک دو! بسی زییاست.  گوش کنید:))

I need some sleep

 

  (:Good night

 

 

۲۲ لبخند
روزی روزگاری دختری بود که ستاره های بالای سرش چشمک می زدند. دختر آن ها را دوست داشت. رمز و رازشان را هم همین طور. او به ستاره ها قول داد تا زمانی که درخششان را از دست دهند و از آسمان پایین بیفتند، برایشان خواهد نوشت. ستاره ها خوشحال شدند و خندیدند. از خنده شان کاغذ پدید آمد. دختر آواز خواند و موسیقی اش تبدیل به مداد شد.
و این گونه بود که دختر قصه ی ما، هر روز می نویسد. حتی اگر بی معنی باشد. حتی اگر نا زیبا باشد.
فقط می نویسد. می نویسد و می نویسد.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان