خطاب به همه‌ی کسایی که رفتن یا می‌خوان برن

 

می‌خواید برید اشکالی نداره. به خواست خودتون امدین؛ به خواست خودتون هم می‌رین. ولی بدونین همیشه یکی هست که با دیدن وبلاگ بسته یا حذف شده دلش می‌شکنه...

در این یه مورد هیچ شکی نیست!!!

 

من

بازم من

 

: ///////////

۱۷ لبخند

قطعا دلم این هفته یه عالمه ترک برداشته..

دقت کردی نصف پست ها و کامنتهای بیان رو دارن حرفای «نرو!» . «کجا میری؟» . «اصلا برو به جهنم!» و ...

تشکیل میدن =/

به خاطر اینه که مثل یه دومینو همه یکی یکی دارن میرن!

یکی که رفت؛ بقیه هم....

واسه پست نرو هم همین قضیه برقراره:(

گیفا.. خدای من :/

به خاطر  گیفا هم که شده برمیگردم.. راستی.. بازم مینویسی دیگه؟ غیبت نزنه مثل قبل:| خیلی وقته پستاتو نخوندم.. *آبمیوه*

نه نمینویسم!!!!

Violet is very angry!!!!

ببخشید که کامنتم بی‌ربط با محتوای پسته ولی چقدرررر قشنگ شده اینجا! اصلا اون رنگین‌کمونای پشت صفحه دلمو بردن :)))

D:

باید بهت مدال بدم که این قدر روحیه ی قوی ای داری XD
ممنان D:

یک = اینجا چه نازه *-*

دو = واقعا نمیدنم چی بگم......میدونی...اگه واقعا بخوان برن نمیتونیم مجبورشون کنیم ولی بعضیا هستن که یکم توجه میخوان فقط :)))) 

 

@عشق کتاب

عه تو برگشتی؟ D:

تنک یو:)))

 
اره خب نمیشه. ولی الان همشون دارن میگن ما برای هیچ کس مهم نیسیتم و اگه بریم کسی ککشم نمیگزه و فلان....


برگشته ولی هنوز وبش بسته اس :/

@غزل

با دو..جمله ی آخرت به شدت توافق دارم..

غزل کیه؟ هیرای؟؟

اصلا پاشم برم بلاگفا ببینم اونجا کسی روپیدا میکنم*-*

#چرت و پرت محض..

من هستم!!!

اینجا

#سازمان تبلیع از خود

نرووو

محکم نبند دروو

این چشمای تر گیفم رووو

نکن تو بدترو.

ببینین چی کار کردین که نویسنده‌ی بیان شاعر هم میشه://

قالب چه ناز شده *-* من تازه دیدم . 

برمیگردیم :) 

مرسی:)

ولــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو حق نداری بریــــــــــــــــــی!!!!!


:/
عجب.

فقط کامنت هلن =)))

 

@عشق کتاب

به نظرت وقتش نیست اسمتو بذاری تابشی (مخفف "تا ابد بی‌شرف شماره یک") عایا حتا؟

D:



اسم خوبیه بهش میاد D:

@هانی

واقعا گیج شدم...

چرا از اول رو حرفت نمیمونی..؟!

 

*اندیشیدن بیشتر به بلاگفا و بلاگ اسکای حتی..*

منم قاطی کردم به خدا.

یکی بگه قضیه چیه :/

منم بی ربط میگم ببخشید :) 

ولی اینجا چقدر گوگولی شده *-*

خیلی خیلی قشنگ شدههه:))) 

خواهش میکنم :)))


مرسییییییی D:

نظری ندارم در مورد رفتن...

ولی فکر نمی کنید زیادی دارید سخت میگیرید... 

بالاخره دو حالت داره یا طرف واقعا قصدش رفتنه (معمولا اینطوریه)  که با این کارتون عذاب وجدان به دلش می اندازید که مجبور نره یا بره فکرش اینجا باشه... برگرده هم میترسه قضاوت پایین در موردش بشه... 

یا نمیخواد بره فقط میخواد توجه بخره و یا کسی رو مجبور به کاری بکنه ( فرض میکنیم هیچکدوم از بچه های بیان اینطوری نیستن) که با اینکارتون یه رسم بد رو جا می اندازید. 

اگه میخواید بگید براتون مهمه، کافیه بهش بگید که دوست داشتید بمونه و از دوستی  باهاش لذت میبرید، اما نگید نرو یا بمون... یا نمیدونم دلمون میشکنه اگه بری... شاید واقعا چیز آزار دهنده ای هست که اینجا آزارش میده... شاید اون بیرون زندگیش دچار مشکل باشه و بخواد یه مدت تنها باشه. 

یه نفر تو پست نرگس در مورد کسی که میخواست بره گفت خود خواهه، اتفاقن خودش خودخواهه،  کسی که دوست نداره اینجا باشه رو میخواد با برچسب خودخواهی نگه داره.... 

خب شد نظری نداشتم :D 

وبت چه قشنگ شده... بستنی قیفی برداشته 

 

کاملا باهات موافقم. 

من این پست رو زدم تا بهشون بگم که برامون مهمن. اگه دوست دارن برن ایرادی نداره. هرکسی که خودش تصمیم میگیره چی کار بکنه و چی کار نکنه. ولی این که بی خبر میرن یا میگن ما براتون مهم نبودیم....
اه!!!

آره اون کامنته رو دیدم. اصلا حرف خوبی نبود!!

D:

استلا هم بستنی میخواست که با تک شاخ واسش فرستادم XD

@سمر

فقط باید روی ش تشدید بزارهD:

D:

آه چه خوب همتون بلاگفا وبلاگ دارین..

منم دارم تازه 3 تا!ولی برای مدرسستXD

باید یدونه کمکی برای خودمم بزنم..

بیان از دیشب دوباره هنگیده عکسو آهنگ هارو اپلود نمیکنه..باکس آمارم که با اجازه خودش برداشته کلا از همه وبا -_-

*ثبت وبلاگ جدید در وبلاگ..*

وای واسه مدرسه وبلاگ میزنین؟ توش چی میذارین مثلا؟ (فضولی اش گل میکند)

وقتی زدی آدرست رو بده لینکت کنم. اونجا باید هم دیگه رو داشته باشیم:)))

آره خراب شده بازم:/
ولی هنوز از موقعی که کلا پنل بالا نمیومد بهتره!!

@مستر آبی

نخست اینکه *برچست تابشی را روی اسمش میچسباند*

خب.. نمیتونم بگم مخالفم با این حرف ولی بین اون دوتا دسته.. یه دسته دیگه هم هستن.. یه دسته متوسط، یه دسته ای که نمیخوان برن.. فقط میخوان یکم استراحت کنن، یه دسته ای که نمیخوان نظر جدیدی جلوی چشمشون باشه و یه دسته ای که آقا.. میخوان بگن من حوصله ندارم اول، اگه میخواستن بگن من حالم بده میتونستن تو وبشون بنویسن، یا با رفتاراشون توجیه کنن، یا برن خصوصی یکی دیگه ولی الان خستن و نمیخوان کسی هم بهشون کاری داشته باشه، برای همین راه ارتباطی خودشونو با بقیه میبندن تا یکم به ذهن خستشون سروسامون بدن و بتونن فکر کنن که باید چیکار کنن.. مثال.. مثلا مائو یکی از بزرگان این کار بود، گفت برمیگردم، یهویی وبشو بست، بعدش اومد توضیح داد قشنگ.

یا.. من خودم به همین نیت رفتم، به خدا که نه ربطی به هانی داشت نه یکی دیگه. قبلشم به دوستام گفتم.. براشون توضیح دادم و کسی که بهم پیام داد همون موقع جواب دادم تا نگران نمونه..

برای من توضیح ندادیا!!!
حتی چند وقت بود کامنت‌هام رو جواب نمیدادی:(

@آرام

بین "بی" و "شرف" نیم‌فاصله‌ست، فلذا همون بدون تشدید رو در نظر می‌گیریم که به رستگاری نزدیک‌تره :دیییییی

با این که نفهمیدم منظورت رو ولی موافقم D:

از بلاگفا بدددمم میاااددد!!!

چرا ایمیل تاییدیش نمیاد!! *اشک وآه *..

اونم از تو بدش میاد!!
(ستاد دلگرمی به دوستان)

هنوزم نیومده؟ :(

راستش خیلی موافق واکنش نشون دادن به این رفتنا نیستم. کمی از دلایلمو قبلا توی پست عشق کتاب گفتم، الانم اومدم بیشتر توضیح بدم که دیگه هر چی بگم می‌شه تکرار حرفای آقای آبی و عشق کتاب :))

فلذا کسی که بخواد بره، می‌ره. کسی که استراحت بخواد، برمی‌گرده. کسیم که دنبال جلب توجه و صرفا راه انداختن یه موج باشه، خب تکلیفش مشخصه :))

منم خیلی وقت بود که واکنش نشون نمیدادم و میریختم تو دلم.
ولی دیگه فشارم زد بالا :////

@ عشق کتاب

راستش کار مائو کاملا درست بود به نظرم... یه وقت هایی هست حتی ممکنه نخوای نوشته هایی که قبلا نوشتی رو  کسی بخونه، وب بستن تو اون حالت خیلیم توجیه پذیره و یا حتی حذف وب... حالا چه موقت، چه دائمی،  فرقی نداره واقعا!

به نظر من تو دنبای مجازی کسی حق نگرانی نداره... چه بگی، چه نگی میتونی بری، برگردی! دور باشی! اصلا بری وب جدید بزنی... لااقل من به کسی حق نمیدم... چون ما پشت یه اکانتیم... از مرگ یا دوری مجازی نباید ناراحت بشیم، این آزادیه که دنیای مجازی بهمون میده...گاهی وقتا این موضوع رو فراموش میکنیم که کسی که میاد اینجا از چی فرار کرده و همون بلایی که تو دنیای بیرون سرش میاد دوباره اینجا رو سرش میاریم... 

 

این حرفت رو باید پست کرد!
و همینطور پیوند!!!

خب چرا میرن؟

به دلایلی که خودمون هم درست نفهمیدیم.
اما بعضی‌هاشون به خاطر ناراحتی ها و فشارهای زندگی واقعی حالشون بد میشه و میخوان از دنیای مجازی هم فاصله بگیرن.

من که فقط این جا نشستم و دوغم رو می نوشم :/ هرکی هم خواست بره به جهنم!:/ والا.

راستی کسی حواسش هست وایولت قرار بود تا آخر سال قالبش رو عوض نکنه؟D: 

نگو منم دلم خواست!!!  :(((

اره دیدی چقدر دختر خوبی‌ام؟ یه پست محکم و کلی وعده وعید نوشتم و خودم زود زدم زیرش:/
اصلا تجربه ثابت کرده قالبت هرچقدر خوشگل باشه بعد یه مدت بی‌مزه میشه:/

اینها رو ولش کن

قالبت چقدر صورتی شده!!!😍😍😍😍

 

 

 

 

پ ن: الان کامنت ها رو خوندم و دیدم بهش اشاره شده بود 😒

صورتی دوس؟؟؟  :)))

پ. ن: اشکال نداره جمله همون نیست؛ آدمی که اینو میگه هم همون نیست.  فقط مفهومش همونه! 😀😂
چی گفتم اصلا:/

چرا وایولت ثبت کردمش ^^

پس بی زحمت آدرسش رو بده لینکت کنم تو وبلاگ بلاگفام:))

راستییی قالبت😍😍😍😍

از همه دیر تر متوجه شدم

:))
باورت میشه من نمیشناسمت؟  میدونم امروز بهت کامنت دادم ولی فکر نکنم قبلا به هم کامنت داده بودیم.  هوم؟  (سرش را می‌خاراند)
(وی بسی گیج است)
از کی دنبالم میکنی؟ تو کی هستی؟ من رو از کجا میشناسی؟ آدرسم رو از کجا پیدا کردی؟


موندم خودم چند وقته دنبالت میکنم XD

دارم به بیان شک میکنم...

خیلی داره هنگ میکنه!..*بغض*

ارور 504داد.
اجازه هست وحشت کنیم؟

کلیک

من بیانو بیشتر دوست دارم :/

بلاگفا خییلیی بدرد نخوره =/

#بیان لطفا حداقل سه چهار ساله دیگه بمون!

منم همینطور.
قبلا بلاگفا بودم.  ولی به گمونم شیش سال پیش اصلا بیانی وجود نداشت!
# نهههه سه چهار سال کمه.  بیش تر بمون!!!

واهایی هی داره ارور 504 میده!!

*وحشت...!*

اره @__@
اوه خدا وای خدا ×___×
تو بلاگفا بهت نظر دادم.  ادرسمم هست.
ولی من دلم نمیخواد اون جا برم 😭

@عشق کتاب

وبتو باز کن مثل دفعه قبل اگر هنگ کرد وبت بسته نمونه -_-

نمیدونم چرا تا عشق کتاب وبش رو میبنده این جوری میشه '___'

دقیقا...به بسته بودن وبش حساسیت داره =_=

@عشق کتاب

جان هرکی دوست داری بیا وبتو باز کم تاهمه مون به نابودی وصال نیافتیم.."_"

 

عشق کتاااااب!!!!


به تقلید از فراخوان‌های لی نرگس D:

راستی میگم خنده دار نیست من بلد نیستم با بلاگفا کار کنم -_-

مخصوصا اینکه وایولت نمیدونم چطور نظرتو جواب بدم*-*

نه چون سرویس‌های وبلاگدهی مثل هم نیستن که!  :((
ولی زیاد سخت نیست.  زود یاد میگیری(چشمک زدن)

واسه جواب دادن به نظرات باید گزینه‌ی ویرایش, رو بزنی.  بعد بالای صفحه یه گزینه میاد که نوشته پاسخ نظر.  اون رو بزنی میتونی جواب نظر رو بدی:))

آهان مرسیی :")

*بغل*

تونستی جواب بدی؟  :))
*بغل برای بار دوم*

وای قالب اینجارو D=...~

خیلی مارشمالو ای شدهعهه><~

به جمع چلوهفتیا خوش اومدیXD

 

+هام... 

در مورد پستت... فک کنم حرفی باقی نمونده باشه که بخوام بگم(':

فقط، مهم اینه اون آدم حالش خوب باشه... حتی اگه به قیمت حذف وب و ترک کردن اینجا برای همیشه باشه... اگه این کار باعث می شه واااقعا حال کسی بهتر باشه چرا انجامش نده؟

ولی به قشنگی قالب تو که نیست D:

ممنان XD



خب اشکالی نداره این که بری.... ولی....
نمیدونم والا!!!
یه عده هستن که میگن ما اصلا براتون مهم نیستیم پس میریم!
این حرف ناراحتم میکنه:((

هعی خدا :/

بی ربط:
بستنی به دستت رسید؟

(خودم جواب اسپم مینویسم!)

با توجه به کامنت آیسان.....

آره اسمم غزله  D:

چه اسم خوشگلی:)))

واقعا؟ دوستش داری!؟ مرسی ^-^

بله دیگه. اسم کیوتیه:)))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روزی روزگاری دختری بود که ستاره های بالای سرش چشمک می زدند. دختر آن ها را دوست داشت. رمز و رازشان را هم همین طور. او به ستاره ها قول داد تا زمانی که درخششان را از دست دهند و از آسمان پایین بیفتند، برایشان خواهد نوشت. ستاره ها خوشحال شدند و خندیدند. از خنده شان کاغذ پدید آمد. دختر آواز خواند و موسیقی اش تبدیل به مداد شد.
و این گونه بود که دختر قصه ی ما، هر روز می نویسد. حتی اگر بی معنی باشد. حتی اگر نا زیبا باشد.
فقط می نویسد. می نویسد و می نویسد.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان