بگذار وجودت را ببینم. تمامش را!

بگذار قلبت را بشویم

از شن‌های روان

با دریای بی‌کران

برای تپیدن های بی‌امان

***

بگذار لبخندت را ببینم

و با رنگ‌های درخشان رنگش کنم

مدادهایم را حرکت دهم

تا زیبایی‌ها را بکشم

***

بگذار دست‌هایت را نوازش کنم

دست‌هایی که فقط برای عشق آفریده‌ شده‌اند

تا اشک‌هایم را پاک کند

***

وجودت فقط مال تو نیست؛ مال همه است

خودت نمی‌دانی، اما

حضورت شب‌هایم را پررنگ، ناراحتی‌هایم را دلسرد و قلبم را گرم می‌کند

پس همیشه بمان تا از زندگی خسته نشوم

 

 

 

شبیه شعرهای ترجمه‌ای آخر کتاب ادبیاتم شد :)

ولی بازم خوبه! خسته نباشم XD

 

۲۵ لبخند

اگر درست فهمیده باشم اولیش شبیع هایکو عه ؟

شبیه هایکو و شعرهای خارجی ترجمه شده.کلا شبیه همه چی هست به جز شعر طبیعی XD


هفته ی دیگه امتحانام شروع میشن دارم خودم رو خالی میکنم مثلا.😂

گشنگ بودن *_*

به هم ربط داشتنا!! 


ممنون :))

دوستش داشتم😍

فدات *__*


راستی کدگیاس رو دیدی؟ XD

♡♡

فصل اول رو تموم کردم و چقدر خودمو کنترل کردم که نرم فصل بعدی حداقل یه ذره صبر کنم تا قشنگ در موردش فکر کنم و داستان پردازی و اینا، ته‌ته‌های صبرمه دیگه =) در کل خیلی جذاب می‌باشد هم شخصیت‌ها هم داستان :)

فصل دوم قشنگ تر هم میشه تازه! کلا من تمام تابستون داشتم درمورد کارهای لولوش می اندیشیدم. آه که چقدر جای تامل داشت!

خودت رو برای بهترین پایان انیمه ای دنیا آماده کن! ولی lelouch of the resurrection هم یادت نره :)))

من داشتم فک میکردم این شعر مال تاگور بود یا گوته 😶

یعنی این قدر خوب به نظر می رسید ؟ 0_______0

فقط من استعداد شاعری ندارم فک کنمXD

چرا همتون انقد خوشگل خوشگل مینویسین..اه..فقط نوشته های منه که یا فنگرلانس یا وانشات شرلوک و موریارتیهXD

منم ندارم. این همین جوری بود. بدون ویرایش و حتی نگاه انداختن به چیزی که نوشتم XD


کی گفته؟؟؟ فن فیکشنی به این قشنگی نوشتی بعد میگه استعداد ندارم؟ باید میدیدی من چقدر فن فیکشنای داغونی مینوشتم XD

تازه از من کوچیک تری. هنوز وقت داری. فکر کنم نهم دهم باشی نه؟ 

عهررر

کدوم فیکشنمو خوندی مگهه؟*--*

 

آره نهمم الانD:

همون درخت پا درهوا که پیوندش کردم :)))

مال انشاتون بوده البته. اسم درخت پا درهوا یادم امد. یکی از موضوعات ما هم بود. ولی یادم نبود چه سالی!

بسلامتی. سه سال کوچیک تری XD

مال همین سال نهمهXD

 

اوا، پس فیک درست حسابیامو نخوندی دیگهD: بیشتر برا کیپاپ مینویسم خیلیم خوشگل میشنD:

میخوای اونارم بهت بدم؟*-*

 

اواXD

سن ایز جاست عه عددXD


اگه اون الکی بوده پس اصلیا حتما خیلی خفن ترن!!!
دوست دارم ولی من هیچی از کیپاپ سرم نمیشه. کیفش کم نمیشه این جوری؟


ولی وقت بیشتری داری واسه پیشرفت XD

آره اینو برا انشا نوشته بودم آخه دستم باز نبودXD

همم

اکثرشون عاشقانه ان*-*XDDD

فک نکنم؟! والا من خودم اکسوال نبودم یه فیک خفن اکسو شروع کردم اصن اسمارو داغون میخوندمXD ولی مهم اصل داستانهD:

اگه تاثیر زیادی نمیذاره بفرست امتحانام که تموم شدن میخونم *__*


از اکسو فقط چانیول رو میشناسم XD

فقط مشکلت میتونه عکساشون باشه که اونم خودم هستمD:

 

خبب یوهاهاهههاههاهها

این اولین فیکمه*-*

اینم فحش خور ترینهXD

اینم از همه بیشتر دوست

افتر استوری قبلی

مرسیییی.  حتما میخونم :)))

زیبا بود زیبا *چقدر مودب شدم جدیدا XD*

ممنون زیبا :))

واقعاً؟ خیلی خوشحال شدم اینو گفتی **

باشه، مرسی ازت خوش‌سلیقه💛

😉❤❤

خیلی زیبا بود *_____"*

خیلی *__"* 

مخصوصا دو بخش اول...

وای *""__"""*

 

آریگاتو هلن چان :))

خیلی قشنگ بود...

خیلی ممنون:)

چه خوشگل... *-*

مرسی :))


چه خبرا؟ هنوز نفرین هلن و سین دال نگرفته؟ 

فعلا که نه. XD

ببینیم که آینده چی برامون داره. :دیی

خیلی خب پس منم به جمع نفرین کنندگان می پیوندم D:

وجود که مال همه باشه نمیشه که=)

بذار وجودش برا اون باشه...

نکته ی طریفی بود. اصلا نفهمیدم چی نوشتم XD

وایولت این چقدر قشنگ بود*-*

یه روز سرنگ تبدیل به تایتانو گیر میارم و به خودم تزریقش میکنم*-* بعد دست و پای شما شاعرای نوشکفته قهارو قطع میکنم تا همتونو بخورم،این استعدادتونو به ارث ببرم*-*

همین قدر خشن! "-"

#وقتی تار و پودت تحت تاثیر اتکه..

ایح:" تمومش کردمTT

+فونتت برگشته! (("=

* از خوشحالی بال درآوردن و به گوگولی هیستوریا اشک ریختن*

وای تو چه ایده های نابی داری! فکر این جاش رو دیگه نکرده بودم!
تنک یو! (که میخوای بخوریم البته :/ )

من هنوز قسمت 9 فصل سومم. انیمش که هنوز کامل نشده. ولی فهمیدم آخر مانگا چی میشه :))
+ارههه. ولی این یه فونت دیگس. اون قلبه مال قسمت لایک خرابه هنوز. نه؟

میدونم لطف میکنم TT

 

 

عاو..فکر کردی من دووم میارم؟ *-* تا قسمت ۱۶ فصل چهارو دیدم بعد یه راست رفتم شروع کردم به جویدن ادامه از مانگا "-"/..خیلی الکی بود ،خیلی =/ هیچ دلیل موجی نداشت.من هنوز امید دارم یه سیزن دیگه در آینده بسازن *-*

بعد به نظرم روابط عاشقانه رو خیلی آروم پیش بردن،چهارفصل وقت داشتن ولی به خوبی نشونش ندادن:/ 

کلا میدونم خیلی حرص دارم میخورم از این بابتxD

ارن این جوری شده بود که اومدی جانم به قربانت ولی حالا چراxD

یا مثلا نوش دارو بعد مرگ سهرابو اینا xD

آره برگشتهD= اومم..فقط قلبه نیست"-"

XD



سین دال هم گفت الکی بوده. البته شنیدم آخرش به کدگیاسم شباهت داره... ولی کدگیاس غیرمنطقی و الکی نبود. فقط از لحاظ فداکاری و فلان انگار بهم شباهت دارن.
حرص نخور حرص نخور. انیمه های بهتر هم میان :)
یعنی بد موقع میومد تو داستان؟ (من هنوزم که هنوزه معنی این شعر رو نفهمیدم XD)


درستش میکنم بالاخره XD

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
روزی روزگاری دختری بود که ستاره های بالای سرش چشمک می زدند. دختر آن ها را دوست داشت. رمز و رازشان را هم همین طور. او به ستاره ها قول داد تا زمانی که درخششان را از دست دهند و از آسمان پایین بیفتند، برایشان خواهد نوشت. ستاره ها خوشحال شدند و خندیدند. از خنده شان کاغذ پدید آمد. دختر آواز خواند و موسیقی اش تبدیل به مداد شد.
و این گونه بود که دختر قصه ی ما، هر روز می نویسد. حتی اگر بی معنی باشد. حتی اگر نا زیبا باشد.
فقط می نویسد. می نویسد و می نویسد.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان